نشست های فرهنگی اخلاقی
سه‌شنبه 28 مرداد 1393 شیوه های صحیح تربیت
شیوه های صحیح تربیت
با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای همتیان( زید عزه )
قرآن با توصیه به مطالعه تاریخ پیامبران به ما نشان می دهد که برای رسیدن به مقصد راه‌های مختلف با ویژگی‌های مختلف وجود دارد، که مسایل اخلاقی هم به این مورد شباهت دارد. ما باید برای تربیت خود و تربیت کسانی که به عهده ما گذاشته شده است، شیوه‌های صحیح تربیتی را برگزینیم. اگر پدر و مادر در برخورد با یکدیگر و در برخورد با فرزندان شیوه های صحیح را انتخاب نکنند، مسلما موفق نخواهند شد و در حالی که دغدغه تربیت دارند به نتیجه ای نخواهند رسید. باید شیوه های صحیح را برگزینیم تا بتوانیم با درون و دل مخاطب ارتباط برقرار کنیم. وقتی باطن و دل آنها را متحول کنیم، رفتار و کردارشان هم تغییر پیدا می کند.
پیامبر فرمودند: اگر به کسی چهار خصلت داده شود، خیر دنیا و آخرت به او داده شده است. اول تقوایی که او را از محارم الهی باز دارد. مربی و والدین خوب کسانی هستند که متربیان و فرزندانشان پرهیز از گناه را در آنها ببینند. اگر همسر و فرزندان دیدند که پدر از جسارت و تهمت و تخریب شخصیت دیگران و غیبت پرهیز می کند، طبیعی است آنها هم این شیوه را برمی گزینند.
امام علی در نهج البلاغه فرمود: مجاهدی که در راه خدا جهاد کند و شهید شود درجه اش بالاتر از انسانی نیست که توانایی گناه دارد و عفت می ورزد. اگر یوسف پیامبر در کنعان می ماند و یا از چاه بالا کشیده نمی شد و به فرموده قرآن در اتاق در بسته هنگامی که زلیخا به او هجوم آورد و خود را در اختیار او قرار داد و به تعبیر علامه طباطبایی چهل زمینه گناه برایش فراهم شده بود، قرار نمی گرفت چنین مقامی پیدا نمی کرد. دوم اخلاق نیکویی است که سرمایه قرار دهد و با آن در بین مردم زندگی کند. یک تاجر اگر سرمایه نداشته باشد، تجارتش معنا ندارد. یک انسان هم وقتی بخواهد وارد اجتماع شود و نقش خود را به درستی ایفا کند، سرمایه می خواهد که آن سرمایه اخلاق است.
لذا پیامبر اخلاق را از اساسی ترین سرمایه های تشکیل زندگی و ازدواج می دانند. در حدیث دیگری می فرماید: اگر کسی چهار خصلت نداشته باشد امیدی به خیر او نیست، یعنی وجودش ارزشی ندارد: دین، عقل، ادب و حسن خلق.اینها سرمایه های یک مربی است. همچنین وقتی از پیامبر خواستند اسلام را معرفی کند، ایشان فرمودند: الاسلام حسن الخلق. یعنی اگر بخواهیم اسلام را مجسم کنیم، باید آن را در قالب حسن خلق ببینیم.
یکی از عواملی که باعث می شد پیامبر در سخت ترین دلها نفوذ کنند همین اخلاق نیکویشان بود. یکی از شبهاتی که مطرح می کردند این بود که چطور یک انسان می تواند پیامبر باشد؟ می گفتند ملائک باید پیامبر باشند. قرآن روی این مسئله تاکید می کند که اتفاقا پیامبر باید از خود انسان ها باشد. در سوره انعام آمده است: فرضا اگر خدا هم می خواست فرشته ای پیامبر شود، باز هم آن را در قالب انسان قرار می داد. چون به هر حال پیامبران آمده اند که سلوک الی الله را به ما نشان بدهند و اگر قرار باشد ویژگی های ما؛ مانند شهوت و احتیاج به آب و غذا را نداشته باشند، آیا می توانستند ما را هدایت کنند؟ فرشته ای که غریزه ندارد نمی تواند به انسانی که دارای غرایز مختلف است دستور دهد که غریزه هایت را کنترل کند.
قرآن می فرماید: ما پیامبری از جنس خودتان در میان شما قرار دادیم در حالیکه بین شماست و ویژگی های شما را دارد، رسول الله است و آن طور متصل به خداست. وقتی در شب معراج پیامبر به جبرئیل فرمود: بالاتر بیا؛ جبرئیل گفت: اگر بند انگشتی بالاتر بیایم می سوزم. یعنی جایگاهشان از ملائکه هم بالاتر بوده است. پیامبر فرمود: خدا فرشتگان را از عقل محض، حیوانات را از شهوت محض و انسان ها را هم از شهوت و هم از عقل آفریده است؛ اگر انسان با وجود عقل به دنبال شهوات برود از حیوان پست تر می شود و اگر با وجود شهوت به دنبال عقل برود از ملائک بالاتر می رود. لذا به فرموده شهید مطهری ارزش تقوا جایی مشخص می شود که انسان توانایی گناه داشته باشد و گناه نکند. انبیا چون بعد ملکوتیشان قوی بود و دارای فضائل و کمالات انسانی بودند می توانستند روی دیگران تاثیر بگذارند.
سومین خصلت حلمی است که به وسیله آن بتواند جهل جاهل را از خود دور کند. یک مربی باید خود و شاگردانش را کسانی بداند که ناقصند و در راه کمال قرار دارند. مانند والدینی که با کودک خردسال خود که هنوز به رشد کامل نرسیده است برخورد کنند، لذا در برابر خراب کاری هایش عکس العمل تند نشان نمی دهند و با بردباری با او برخورد می کنند. حلم یعنی ظرفیت انسان وسیع باشد. این که قرآن به حضرت موسی می فرماید: تو به سوی افراد بیماری می روی که هنوز رشد نکرده اند و در این زمینه ناقصند، تو باید دست آنها را بگیری و بالا بیاوری، مگر جز با حلم این کار امکان پذیر است؟ .
مربی خوب و پدر و مادر خوب باید ظرفیت داشته باشند. اگر با کوچک ترین ناهنجاری از کوره در برود و فضا را متشنج کند و پرخاشگری و توهین و بدگویی را پیش گیرد، نمی تواند کسی را تربیت کند. لذا یکی از عوامل تاثیرگذار در تربیت، شخصیت دادن به مخاطب است، ولو انحراف و مشکل داشته باشد. امام صادق به فردی که اهل فسق و گناه بود فرمودند: ای شقرانی کار خوب برای همه خوب است، اما برای تو بهتر است چون از مایی و کار زشت برای همه زشت است اما برای تو زشت تر است چون وابسته به مایی. همین جمله او را متحول کرد.
هنر یک مربی خوب این است که انسان را از باتلاق گناه بیرون کشد و انسان را در یک فضای کرامت انسانی قرار دهد. چنان که امیرمومنان فرمودند: منشا تمام بدی ها دنائت نفس است. وقتی نفس انسان پست و حقیر شد انسان دست به هر کاری می زند. اگر نفس کسی کریم و بزرگوار شد دیگر به دنبال شهوات رفتن را برای خود اهانت می داند و زیر بار گناه نمی رود. قرآن می فرماید: اکبر کبائر شرک است. هنگامی که حضرت یوسف در زندان با دو جوان مشرک به صحبت کردن پرداخت آنها را مشرک خطاب نکرد، بلکه به آنها گفت: ای دو دوست زندانی من؛ فکر کنید اگر انسان یک خدای قدرتمند داشته باشد بهتر است یا چند خدای ضعیف و ناتوان. حلم مانند مادری است که ساعت‌ها کنار کودکش آرام می نشیند و همه ی بد اخلاقیش را تحمل می کند. هنگامی که حضرت موسی گوسفندانش را به چرا برده بود، بزغاله ای فرار کرد. موسی تا جایی دنبال بزغاله دوید که خود بزغاله خسته شد و از حرکت ایستاد. وقتی موسی آن را گرفت به جای اذیت کردن بزغاله گفت: ای بیچاره، تو خود را خسته کردی و به خود ظلم کردی. پس اگر خواستیم از همسر یا فرزندان انتقادی کنیم در ابتدا و انتهای سخنانمان از آنها ستایش کنیم. همان طور که در آداب دعا کردن گفته اند که دعا را در بین دو صلوات بر پیامبر و خاندان ایشان قرار دهید تا مورد استجابت قرار گیرد.
وقتی حضرت عیسی با حواریون از کنار لاشه‌ی متعفن حیوانی عبور می کردند حواریون از بوی بد لاشه شکایت می کردند که حضرت فرمودند: چه دندان های سفیدی این حیوان دارد. یکی از مشکلات ما در صحبت کردن با دیگران و انتقاد از آنها به تعبیر امام علی (ع) این است که حالت مگسی را داریم که فقط روی بدی ها می نشیند؛ در حالیکه مانند زنبور عسل باید روی خوبی‌ها هم بنشینیم.
از دیگر عوامل تاثیر گذار در تربیت، محبت است. قرآن می فرماید: پیامبر دلسوز شماست. اگر مشکلی برای شما پیش آید ایشان اذیت می شوند. همچنین در قرآن برای پیامبر صفات رافت و رحمت آمده است که هر دو در لغت به معنای مهربانی است. اما صفت رافت برای گروهی از پیروان به کار می رود که خود در مسیر هدایت هستند و از هرگونه خطا و اشتباه مصون هستند و صفت رحیم برای گروهی از پیروان است که گاه دچار لغزش و گناه می شوند. که در اصل صفت رحیمیت باید هم بیشتر شامل حال گناه کاران شود. امام صادق (ع) هنگامی که آداب وضو را بیان میکردند، فرمودند: هنگامی که دارید وضو می گیرید آب را معلم خود قرار دهید، هنگام معاشرت با مردم مانند برخورد آب با اشیا ، نرم خو باشید. قرآن به موسی و هارون می گوید با فرعون به نرمی سخن بگویید. همچنین به پیامبر اسلام می فرماید: تو به واسطه رحمت خدا بود که با مردم به نرمی برخورد کردی؛ اگر خشن بودی و آنها را می آزردی از دور تو پراکنده می شدند. بنابراین باید اخلاق را کاربردی کنیم تا بتوانیم آن را در جامعه پیاده کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
تاریخ برگزاری : 14/12/1392
 
امتیاز دهی
 
 


          اطلاعات تماس
نشانی: قم - بلوار امین - سه راه سالاریه - به طرف میدان ارتش

تلفن : 321160 (025)

نمابر: 32909660 (025)
   خدمات
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما