نشست های فرهنگی اخلاقی
سه‌شنبه 28 مرداد 1393 نیازمندی انسان به موعظه و تذکر
نیازمندی انسان به موعظه و تذکر
با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای واعظی (زید عزه )
همه ما در هر جایگاهی که هستیم نیازمند اخلاق هستیم. با مراجعه به روایات می‌بینیم که رسول خدا هم به جبرائیل می‌فرماید: "عظنی"؛ مرا موعظه فرما. همچنین امیرالمومنین و ابوذر هم از پیامبر در خواست نصیحت دارند، همه نیازمند تذکر و موعظه هستیم. بیشتر مصیبت‌های آدمی ناشی از غفلت است. در واقع خطوط اصلی هدایت، خطوط روشنی است و خیلی هم زیاد نیست. اگر کسی مسئله توحید، توکل، یا آیه شریفه ی "الیس الله بکاف عبده" را در عمق جان باور کند و با عقل و جانش این آیه را تصدیق کند، آرامش و توکل و طمانینه لازم برای حیات معنوی را بدست می آورد. لکن در غفلتیم و این قدر اشتغالات روزانه و امیدهای واهی به این و آن ما را احاطه کرده که این آموزه صریح الهی که می تواند مبنای حرکت ما قرار بگیرد را فراموش کرده ایم. در عالم ادعا زیاد است، در حالی که کسانی هستند که پروردگار پای عبودیت و بندگیشان را امضا کرده است وکلام آنها کلام خداست و " ما ینطق عن الهوی " است.
حدیثی در کتاب "حلیۀ الاولیا" از ابی نعیم از علمای اهل سنت در جلد پنجم آمده است که امام حسین(ع) از پیامبر (ص) نقل می کنند: پیامبر را دیدم که ایستاده بودند و برای اصحاب خطبه می‌خواندند. پیامبر فرمودند: ای مردم همه ما فکر می کنیم مرگ برای دیگران است. اشاره به غفلت عمومی دارد که همه ما را فراگرفته است. گویا همیشه در حاشیه امنی هستیم که مرگ به سراغ ما نمی آید. کردار ما اینطور وانمود می کند که گویا مرگ برای دیگران است و برای ما نیست و گویا رعایت حقوق دیگران برای افراد دیگر است و ما وظیفه ای نداریم. در حالی که دین به مجموعه وسیعش چند بعدی است. یکی از مصیبت های ما این است که اسلام را مثله می کنیم.
ما معمولا از بخش های قابل توجهی از دین مانند اخلاقیات و حقوق و ... غافلیم و دین را تنها در احکام و عبادات متعارف خلاصه می کنیم. بیشتر مردم توجهشان به احکام شرع است، اما گویا در دین چیزی به اسم حقوق نیست، به همین دلیل است که در کسب و کار مسئله حلال وحرام خیلی رعایت نمی شود. در حالیکه پیامبر فرمودند: اگر عبادت ده جزء داشته باشد نه جزء آن طلب روزی حلال است. رزقی که در آن حقوق دیگران رعایت شده باشد. در ادامه فرمودند: ما تشییع جنازه میرویم و جنازه نزدیکانمان را تشییع می کنیم، ولی هیچ تاثیری در روحیات ما نمی گذارد. گویا داریم مسافری بدرقه می کنیم که چند وقت دیگر پیش ما برمی گردد. در حالیکه آنها به سفر آخرت رفته اند و ما هم عن قریب به آنها می پیوندیم.
این ذکر موت در روایات بسیاری سفارش شده است، به همین دلیل بسیاری از بزرگان اخلاق و معنویت به مدت طولانی در قبرستان ها تمرکز می کردند و مخصوصا سراغ قبرهای ویران می رفتند. خیلی عبرت دارد، گاهی اوقات انسان باید توجه کند که این بدنی که اینقدر به آن توجه می کنیم چند وقت دیگر به زیر خاک های همین زمینی که رویش راه می رویم منتقل می شود. لذا در روایات بسیاری به یاد مرگ و بعد پاسخگویی نسبت به اعمال و رفتار و کوتاهی در وظایفمان و هر آنچه که ما را از خدا دور می سازد، تاکید شده است. ما میراث کسانی از نزدیکانمان را که فوت شده اند می خوریم و گویا خودمان ابدی هستیم و از هر مصیبتی در امانیم. ما هر امری که می تواند واعظ ما باشد را فراموش می کنیم، در حالیکه در اطراف خودمان اینقدر مرگ‌های ناگهانی می بینیم توجه نمی کنیم که مرگ از پیش خبر نمی کند. خوش به حال کسی که به جای عیب دیگران به عیب خودش مشغول باشد.
حقیقت امر اینست که ما اینقدر که ذره بین دست می گیریم و نسبت به دیگران عیب سنجی می کنیم، از خودمان غافلیم. نسبت به مردم خیلی هشیاریم و از ضعف‌های خودمان غافلیم. خوش به حال کسی که درآمدش، درآمد حلالی باشد و با حرام نیامیزد، ذاتش صالح باشد وآشکارش هم نیکو باشد و ظاهر و باطنش با هم سازگار باشد.
هر کسی در معرض خطا و گناه است و به تعبیر امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی گاهی شقاوت و غفلت به انسان غلبه می کند. بسیاری از افراد رنج های بیخود می کشند و از موفقیت های دیگران رنج می برند در حالیکه اگر انسان خوش نیت باشد از موفقیت دیگران خدا را شکر می کند و خدا هم نعماتش را برای ما عائد و واصل می کند. و در راه حقی که پیش گرفته استقامت دارد. " الذین قالوا ربنا الله ثم استقامو... " ، ورود در راه هدایت شاید سخت باشد ولی از آن سخت تر استقامت در راه است. خیلی اوقات همه ما تجربه کرده ایم که کاری را با نیت خوبی شروع کرده ایم اما معلوم نیست در ادامه همان خلوص حفظ شود.
 شیطان دزد ایمان است، همانطور که دزد به دنبال اشیاء قیمتی است شیطان هم که عدو مبین است وقتی وارد وجود ما می شود، دنبال ایمان و خلوص و تقوای ماست. چون قسم جلاله خورده است که ما را گمراه کند، اگر در ابتدا نتوانست مانع ما شود، در ادامه بتواند انسان را از مسیر هدایت خارج کند. کسانی که قدم در وادی توحید می گذارند باید بتوانند در ادامه هم موحد بمانند و تا آخر ثابت قدم باشند.
خوشا به حال کسی که برای خدا تواضع کند. از ترس جلوی رئیس و از طمع جلوی ثروتمندان تواضع کردن برای خدا نیست و کاستی دارد و مطامع دنیوی دارد. اگر از باب ادای دین و احترام در برابر پدرومادر و استاد تواضع کند، رضای الهی را در پی دارد. اگر مالی جمع کرد , از آن مال انفاق کند. در صورتی که مال را از غیر معصیت جمع کرده باشد.
خوشا به حال کسی که سر و کارش با اهل فقه و حکمت و اهل مغفرت و ایمان است؛ که این خود بطور قهری در روحیات ما اثر می گذارد.
خوشا به حال کسی که با افراد فقیر و افتاده جامعه از در رحم وارد شود و از مصیبت های امروز ما این است که بین خودمان رحم نمی کنیم، در حالیکه وقتی دوران سختی و ابتلا پیش می آید افراد باید از هم دستگیری کنند.
خوشا به حال کسی که از مازاد بر احتیاجات خود انفاق کند و مازاد قولش را امساک کند. یعنی زیاد حرف نزند و حرف زیادی نزند. چون حرف زیاد خطای زیاد می آورد و بسیاری از گناهان ما زبانی است.
خوشا به حال کسی که به سنت اکتفا کند و از سنت به بدعت عدول نکند. سنت ما را کفایت می کند لازم نیست  بدعت درست کنیم و چیزهایی که جزو دین نیست را به دین بیافزایم.
گزیده مطالب
رسول خدا به جبرئیل میفرماید: "عظنی". همچنین امیرالمومنین و ابوذر هم از پیامبر در خواست نصیحت دارند.همه نیازمند تذکر و موعظه هستیم. بیشتر مصیبت های آدمی ناشی از غفلت است.
در عالم ادعا زیاد است، در حالی که کسانی هستند که پروردگار پای عبودیت و بندگیشان را امضا کرده است وکلام آنها کلام خداست و " ما ینطق عن الهوی " است.
حدیثی در کتاب "حلیۀ الاولیا" از ابی نعیم که امام حسین(ع) از پیامبر (ص) نقل می کنند: پیامبر را دیدم که ایستاده بودند و برای اصحاب خطبه میخواندند. پیامبر فرمودند: *ای مردم همه ی ما فکر می کنیم مرگ برای دیگران است. اشاره به غفلت عمومی دارد که همه ی ما را فراگرفته است. کردار ما اینطور وانمود می کند که گویا مرگ برای دیگران است و برای ما نیست و گویا رعایت حقوق دیگران برای افراد دیگر است و ما وظیفه ای نداریم. یکی از مصیبت های ما این است که اسلام را مثله می کنیم.
پیامبر فرمودند: اگر عبادت ده جزء داشته باشد نه جزء آن طلب روزی حلال است. رزقی که در آن حقوق دیگران رعایت شده باشد.
خوش به حال کسی که به جای عیب دیگران به عیب خودش مشغول باشد. حقیقت امر اینست که ما اینقدر که ذره بین دست می گیریم و نسبت به دیگران عیب سنجی می کنیم، از خودمان غافلیم.
خوش به حال کسی که به جای عیب دیگران به عیب خودش مشغول باشد. حقیقت امر اینست که ما اینقدر که ذره بین دست می گیریم و نسبت به دیگران عیب سنجی می کنیم، از خودمان غافلیم. به تعبیر امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی گاهی شقاوت و غفلت به انسان غلبه می کند.
ورود در راه هدایت شاید سخت باشد ولی از آن سخت تر استقامت در راه است. اگر مالی جمع کرد از آن مال انفاق کند. خوشا به حال کسی که سر و کارش با اهل فقه و حکمت و اهل مغفرت و ایمان است. خوشا به حال خوشا به حال کسی که برای خدا تواضع کند. کسی که با افراد فقیر و افتاده جامعه از در رحم وارد شود و مازاد قولش را امساک کند، خوش به حال کسی که به سنت اکتفا کند و از سنت به بدعت عدول نکند.
تاریخ برگزاری جلسه : 16/11/1391
 
 
امتیاز دهی
 
 


          اطلاعات تماس
نشانی: قم - بلوار امین - سه راه سالاریه - به طرف میدان ارتش

تلفن : 321160 (025)

نمابر: 32909660 (025)
   خدمات
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما