نشست های فرهنگی اخلاقی
سه‌شنبه 28 مرداد 1393 راه و رسم طلبگی بر اساس آیات سوره مبارکه شعرا ( قسمت دوم )
راه و رسم طلبگی بر اساس آیات سوره مبارکه شعرا ( قسمت دوم )
با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای همتیان ( زید عزه )
از آیات سوره شعرا می توان برای روش زندگی و زی طلبگی استفاده نمود و اینکه اگر بخواهیم یک طلبه، مربی یا معلم موفق باشیم چه در محیط خانواده چه در محیط اجتماع باید چه ویژگی هایی داشته باشیم. نگاه به تاریخ انبیا برای ما بسیار درس آموز است چرا که انبیا این راه را به درستی طی کرده اند و سلوکشان هم به همراه خانواده شان بوده است و هم مبلغ دین بوده اند و با اجتماع و انواع و اقسام انسانها به خصوص با انسانهای جاهل و گمراه سروکار داشته اند. دختران حضرت شعیب که در اجتماع حضور دارند و کار می کنند و احیانا با مردهای نامحرم سروکار دارند به ما یاد می دهند چطور " تمشی علی استحیا ". جناب یوسف وقتی آن رویای صادقه را می بیند با اولین نفری که خوابش را در میان می گذارد، پدرش است. اینها همگی درس است.
ما در خانواده چه فضایی ایجاد می کنیم که پدر آخرین نفری است که فرزند با او صحبت می کند. حضرت ابراهیم وقتی مامور به امتحان الهی می شود به محض اینکه خدا به او دستور می دهد، موضوع را با پسرش در میان می گذارد. به فرزندش می گوید: ای پسرم من در خواب دیدم و مامور شدم که تو را ذبح کنم، اینک نظر تو چیست؟ این یک درس است. وقتی ما می خواهیم فرزندمان را تربیت کنیم باید به او شخصیت بدهیم و به او احترام بگذاریم و به او حق نظر بدهیم ولو اینکه پدر حرف آخر را می زند. اما بالاخره بچه ها باید به یک سنی که می رسند احساس کنند که توان برداشتن یک بار و توان پذیرش یک مسؤلیت را دارند. لذا وقتی ابراهیم با اسماعیل آن طور برخورد می کند او هم می گوید: پدر زود امر خدا را اجرا کن، خواهی دید که من صبر می کنم. دختران شعیب هم به پدرشان نظر دادند و پیشنهاد کردند که موسی را اجیر کن! اینها نکات بسیار ارزشمند و ارزنده ای است.
در جریان ایوب قرآن صحنه ی عجیبی را نشان می دهد؛ شیطان به خدا می گوید: خدایا اگر می بینی ایوب اینقدر شاکر است به این خاطر است که هیچ کمبودی ندارد و همسر و پسرانی دارد و اموال فراوانی دارد، دیگر برای چه ناشکری کند؟ خدا برای اینکه ایوب برای بندگانش الگو قرار گیرد ایوب را امتحان می کند و در ابتدا فرزندانش را می گیرد. شیطان می بیند ایوب باز هم شکرگزار است، این بار اموال او را بهانه می کند؛ خدا اموال ایوب را نیز از او می گیرد. باز ایوب سپاس گزاری می کند. شیطان این بار سلامتی ایوب را بهانه می کند و می گوید ایوب با سلامتی که دارد دوباره تلاش می کند و صاحب اموال و فرزندان می شود؛ سلامتی ایوب نیز گرفته می شود بطوریکه زمین گیر می شود و نزدیکان و بستگانش او را ترک می کنند و حتی در بعضی از تفاسیر آمده که او را به بیرون از شهر منتقل می کنند و در خرابه ای قرار می دهند و تنها کسی که همراه او می ماند همسر اوست. همسرش او را رها نکرد و با همه ی مشکلات ایوب ساخت.
این درس بزرگی است که اگر خانواده بر اساس باور به خدا و ایمان و اخلاق و انس و محبت شکل بگیرد دیگر به سادگی دچار از هم گسستگی نمی شود. تا زمانی که سالم هستند همدیگر را بخواهند و به محض بیماری یا چشم چرانی و... کم کم بینشان فاصله بیفتد. روزهای آخری که زندگی واقعا بر ایوب سخت شده بود، دیگر صبر همسرش تمام شد و گفت: ایوب چرا از خدا نمی خواهی که این بلا را تمام کند؟ ایوب گفت: خدا به من هشتاد سال سلامتی داد و فقط هفت سال دچار بیماری و درد و رنج شدم، من خجالت می کشم برای هفت سال بیماری به خدا اعتراض کنم. و لذا به همسرش گفت: من دیگر از دست تو غذا نمی خورم و تو هم مرا ترک کن و تو را به خاطر این حرفت تنبیه خواهم کرد.
قرآن نقل می کند بالاخره ایوب با خدا درد و دل کرد و گفت: خدایا شیطان مرا گرفتار کرده است. خدا فرمود: پایت را تکان بده. وقتی پایش را تکان داد چشمه آبی برایش جاری شد و به فرموده ی خدا وارد آب شد و خود را شست و شو داد و از آن تناول نمود و آثار بیماری از بدنش خارج شد و جوان و سرحال شد. همسرش با اینکه ایوب او را طرد کرده بود طاقت نیاورد و باز به سراغ او آمد. وقتی با ایوب جوان و سالم رو به رو شد فکر کرد نامحرم است. ایوب گفت: من ایوب همسر تو هستم. آن وقت خدا از این زن چه زیبا حمایت می کند. چون ایوب قسم خورده بود که همسرش را تنبیه کند خدا به او فرمود: برای اینکه قسم خود را انجام دهی و چون این خانم استحقاق تنبیه ندارد مثلا اگر می خواهی او را هشتاد تازیانه بزنی از ساقه های گندم به همان تعداد کنار هم بگذار و آهسته یک بار به او بزن. انسان باید خدا را در زندگی داشته باشد و خدا را با هیچ چیز عوض نکند.
انسانها باید تلاش کنند تا این جایگاه ها را درک کنند. روایت شده است که انسان باید از سه نفر تشکر کند: کسی که در گذشته به انسان لطف کرده است، کسی که در زمان حال به انسان لطف می کند و کسی که بناست در آینده به انسان لطف کند. ما در نماز می خوانیم " الحمد لله رب العالمین، الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین "، پس خدا همه ی این حالات را دارد و باید شکرگزار خدا باشیم. خدا در سوره بقره می فرماید: "کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون" . "کیف" یعنی جای تعجب دارد که چطور ناسپاسی می کنید از خدایی که مرده بودید و جماد بودید، و در مرحله بعد به نطفه تبدیل شدید.
خدا در قرآن مکررا می فرماید که انسان را از نطفه ای خلق کردیم، حالا برای ما دشمن آشکار شده است و در برابر ما قد کشیده است. در سوره مبارکه یس فرموده است: "و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه" ، یعنی کار انسان به جایی رسیده است که برای ما مثال می زند در حالیکه خلقت خود را فراموش کرده است. "یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم" ای انسان تو چه داری که در برابر پروردگارت غره شده ای؟ " الحمد لله رب العالمین" خدایا ما در گذشته چه بودیم که ما را خلق کردی؟ ، "الرحمن الرحیم" خدایا حالا ما چه داریم؟ ، "مالک یوم الدین " خدایا روز سختی در پیش داریم که همه کارش با توست. امیرالمؤمنین فرمود: خدا رحیم و حلیم و کریم و ... است. خدا صفاتش را برای بندگانش برشمرد و از بندگانش دعوت کرد که شما هم این طور باشید. وقتی خداوند این طور از همسر فداکار ایوب تشکر می کند، چرا ما آن گونه نباشیم؟ چرا ما " تخلقوا باخلاق الله " را نداریم.
امام علی (ع) در مناجات شعبانیه می فرماید: خدایا در این دنیا بدی های فراوانی را از من پوشاندی، یعنی تو ستاری؛ که اگر نعوذ بالله پرده ی ستر برداشته شود هیچ کسی در جایگاه خودش نمی ماند. خدایا من به این پرده ی ستر تو در قیامت بیشتر احتیاج دارم.امیرالمؤمنین در دعای افتتاح می فرماید: خدایا من هر کجا بگردم مولایی کریم تر و بزگوارتر از تو نسبت به بنده ای این چنین پست و لئیم مثل من نمی بینم. بعد می فرماید: خدایا با اینکه من بدی می کنم و گناه می کنم تو دعوتم می کنی. خدا ستار است، خدا عفوو است. قرآن می گوید: "وعفوا وصفحوا" چقدر زیباست. می گوید عفو داشته باشید؛ عفو یعنی چه؟ عفو یعنی اگر از کسی بدی دیدی به او تذکر می دهی ولی انتقام نمی گیری. اما مرحله ی بالاتری به نام صفح وجود دارد. یعنی شخص آن قدر بزرگوار و کریم است که بدی می بیند اما اصلا به روی خودش نمی آورد. خدا می فرماید که شما هم عفو داشته باشید. باید در خانواده عفو و محبت وجود داشته باشد. برای ساخت یک دیوار از ملات سیمان استفاده می شود تا آجرها را روی هم بچسباند و سالهای سال روی هم قرار گیرند. حال اگر فقط آجر روی آجر قرار دهیم با یک باد یا لگدی دیوار ما فرو می ریزد. بعضی از زندگی ها مانند آجر خشک هستند، نه عاطفه و محبتی و نه صفا و صمیمیتی.
 امام (ره) در کتاب آداب الصلاه آورده اند که امام صادق (ع) وقتی فلسفه وضو را بیان می کنند در آخر می فرمایند: بیایید از برخورد آب با اشیا درس بگیرید که چطور با اشیا تماس دارد، شما هم در معاشرت با مردم این طور به نرمی برخورد کنید. قرآن هم به موسی و هارون می فرماید: با فرعون به نرمی برخورد کنید. نعوذ بالله خانواده های ما که از فرعون بدتر نیستند. عفو و صفح داشته باشید و عیب همدیگر را بپوشانید. چه کسی است که عیب نداشته باشد؟ بحث حضرات معصومین جداست. ولی اگر یک پله پایین بیاییم همه عیب دارند.
حضرت امام در کتاب چهل حدیث در بحث کبر می فرماید: ما کبر را چطور علاج کنیم؟ یک راه علاج علمی است که خود را بشناسیم و سیر خلقت خود را دنبال کنیم. وقتی ببینیم که در رحم مادر بصورت علقه و مضغه و عظام و جنین بودیم و حالا در آنجا چه می خوردیم و چطور زندگی می کردیم خجالت می کشیم کبر بورزیم. امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: من تعجب می کنم از آدمی که تکبر می کند در حالی که در گذشته نطفه بوده است و بعد هم به مردار تبدیل می شود. وقتی می خواهید عیب یکدیگر را بگویید خود را هم بی عیب ندانید. یکی از اساتید بزرگ اخلاق در جلسه عمومی می گوید یک وقتی به خانه رفتم و همسرم ناراحت بود و به من گفت " دیوانه " ؛ من با یک جمله آرامش کردم و گفتم: ای خانم، من کی ادعای عقل داشتن کردم.
قرآن در این آیه می فرماید: " وعفوا وصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم " شما نمی خواهید خدا به شما رحم کند و شما را عفو کند و ببخشد؟ اگر می خواهید خدا شما را ببخشد و به شما رحم کند، شما هم نسبت به بندگان خدا رحم و بخشش داشته باشید. اگر می خواهید خدا آبرویتان را حفظ کند و عیوب شما را بپوشاند، شما نیز در حفظ آبروی دیگران کوشا باشید. در روایات بسیاری آمده است که اگر بنده ای دنبال عیوب دیگران باشد و آنها را افشا کند، خدا می گوید او نمی میرد مگر اینکه همان عیوب را به او می دهیم و به همین عیوب آبرویش می رود و بعد می میرد.
تاریخ :
21/12/1391
 
امتیاز دهی
 
 


          اطلاعات تماس
نشانی: قم - بلوار امین - سه راه سالاریه - به طرف میدان ارتش

تلفن : 321160 (025)

نمابر: 32909660 (025)
   خدمات
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما