دوشنبه 10 بهمن 1401  
(تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین)
ماجرای لانه جاسوسی و نمونه های آشکار دشمنی استکبار



ماجرای لانه جاسوسی و نمونه های آشکار دشمنی استکبار

سیزدهم آبان ماه، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، یادآور سه حادثه و حماسۀ بزرگ در ایران است که به نوعی با سلطه جویی مستبدان و روش برخورد ملت ایران با آنها ارتباط دارد؛ در سیزدهم آبان سال 1343، شاه معدوم، امام خمینی(ره) را به ترکیه تبعید کرد. پس از آن در سیزدهم آبان سال 1357 حدود 60 نفر از دانش آموزان تهرانی، در تظاهرات علیه رژیم پهلوی، مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شدند و در حادثه سوم، سیزده آبان سال 1358 ملت غیور ایران به توطئه های مستکبران، به ویژه آمریکا پاسخی شایسته داد و با تسخیر سفارت (لانۀ جاسوسی) آمریکا در تهران، به اهمیت این روز افزود و به تعبیر حضرت امام، انقلاب دوم را رقم زد.

وقوع این سه رخداد بزرگ، نمایندگان مجلس را به نام گذاری این روز به عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار» رهنمون شد. هر یک از این سه رخداد، اهداف مشترکی در صحنۀ سیاسی کشور دنبال می کردند. از جمله:

1. خدشه دارکردن استقلال کشور که در هر سه رویداد به چشم می خورد؛

2. مقابله و جنگ با انقلاب اسلامی ایران که مصداق برجسته ای از جنگ همیشگی میان حق و باطل است؛

3. تقابل مردم و مستکبران که در هر سه رخداد، مردم در یک سوی این جبهه و استکبار در سوی دیگر آن حضور دارند.

تسخیر لانۀ جاسوسی

سیزدهم آبان سال 1358، ساختمان سفارت آمریکا در تهران به دست گروهی از دانشجویان معترض تصرف شد. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا آن زمان، دیپلماتهای آمریکایی مستقر در سفارتخانه، از هیچ کوششی برای مقابله با نظام نوبنیاد جمهوری اسلامی ایران فروگذار نمی کردند. تماس با سرکردگان گروه های ضد انقلاب، ارتباط حمایتی با شبکه های کودتا و برانداز در داخل کشور و تأمین مالی گروهکهای تروریستی که در غرب و جنوب ایران به انفجار لوله های نفتی یا ایجاد ناامنی و بی ثباتی در مناطق کردنشین مشغول بودند، از عملکردهای مأموران سیاسی فعال در ساختمان سفارت آمریکا بود.

این حقایق در اسناد لانۀ جاسوسی کشف شد که برخی مسئولان بلندپایۀ دولت کارتر، پس از شکست وی در انتخابات سال 1359 در خاطرات خود، به نقش نامطلوب و مخرب دستگاه حکومتی آمریکا علیه ایران از طریق سفارتخانۀ آن کشور در تهران، اقرار کردند.

سفارت آمریکا در تهران، طی زمستان 1357 تا پاییز 1358 به مرکز فرماندهی عملیات جاسوسی و خرابکاری علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود؛ نظامی که عمر سیاسی آن به یک سال نمی رسید. با این حال، این سفارت زمانی به دست دانشجویان تسخیر شد که آمریکا خواست مشروع ملت ایران برای بازگرداندن شاه و اموال و دارایی های بلوکه شدۀ ایران را نادیده گرفت و حتی امکاناتی گسترده در اختیار فراریان حکومت شاه گذاشت تا تشکیلات خود را علیه انقلاب سازمان دهی و فعال کنند.

کشتار دانش آموزان

در سیزده آبان سال 1357 و در روزهای اوج گیری انقلاب اسلامی، ده ها نفر از دانش آموزان که برای برپایی تظاهرات در محوطۀ دانشگاه تهران تجمع کرده بودند، هدف تیراندازی مأموران حکومت قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. به دلیل بسته بودن درهای دانشگاه، هیچ یک از دانش آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله های مأموران بگریزند و این امر آمار کشته شدگان را افزایش داد. این جنایت به دستور دولت «آشتی ملی» نخست وزیر شریف امامی، صورت گرفت.

این حادثه پس از حادثۀ 17 شهریور آن سال، دومین کشتار عمدۀ دولت شریف امامی بود، در حالی که عمر سیاسی این دولت از هفتاد روز تجاوز نمی کرد. ابعاد حادثۀ دانشگاه چنان گسترده بود که وقتی در اخبار شبانگاهی گزارش تیراندازی مستقیم سربازان به روی دانش آموزان در دانشگاه از شبکۀ سراسری تلویزیون پخش شد، وزیر علوم به سرعت استعفا داد و فردای آن روز، کابینۀ شریف امامی نیز سقوط کرد. از آن پس، روز 13 آبان «روز دانش آموز» نامیده شد.

دستاوردهای تسخیر لانۀ جاسوسی

تسخیر لانۀ جاسوسی آمریکا، از آغاز وقوع، اظهار نظر و واکنش مخالفان و موافقان را برانگیخت. طولی نکشید که اغلب افرادی که این انقلاب دوم را محکوم کردند، راه خویش را از ملت و امام جدا کردند. فتح لانۀ جاسوسی آمریکا از حوادثی است که زمینۀ انزوای دوستان آمریکا را در کشور فراهم ساخت.

همچنین این مسئله بر سیاست خارجی ایران و آمریکا، وضعیت بین المللی واشنگتن و صحنۀ داخلی ایران، آثار مهمی بر جای گذاشت. برای مثال، روابط ایران و آمریکا را به تعطیلی کشاند، وضعیت بین المللی ایالات متحده را با بحران 444 روزه روبرو کرد و انتشار اسناد جاسوسی به دست آمده از این سفارت، چهرۀ جهانی آمریکا را مخدوش کرد. همچنین، صحنۀ داخلی ایران به سود نیروهای ارزشی و مواضع امام(ره) تغییر کرد و چهره ای جدید به خود گرفت و سندی دیگر بر حقانیت ایران در دشمنی با آمریکا شد.

نمونه های از دشمنی استکبار با جمهوری اسلامی

در اینجا به مناسبت فرا رسیدن این روز مهم (13 آبان) به برخی از مصادیق آشکار دشمنی آمریکا و استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران می پردازیم:

1. حمایت از گروه های تروریستی

تولید، تجهیز و حمایت از گروه های تروریستی، یکی از روشهای مرسوم ایالات متحده و به تبع آن برخی کشورهای اروپایی است که نمونه های فراوانی نیز در مورد گروه های تروریستی ضد انقلاب ایران وجود دارد. این اقدام آمریکا در واقع نوعی اعتراف به ناتوانی خود در تقابل با نظام مقتدر ایران است که آنها را مجبور به استفاده از تروریستها کرده است.

دلایل دشمنی و خصومت آمریکا با ایران

هر چند دلایل دشمنی آمریکا با ایران اسلامی واضح و روشن است، اما به برخی از آنها اشاره می شود:

۱. اسلامی بودن نظام جمهوری اسلامی

یکی از مهم ترین عوامل و بلکه ریشۀ اصلی تمامی دشمنی های استکبار جهانی و در رأس آنها آمریکا با نظام جمهوری اسلامی ایران، اسلامی بودن انقلاب و شکل گیری آن بر پایۀ اسلام ناب است. انقلاب اسلامی که بر پایۀ فرهنگ غنی اسلام شکل گرفته، فرهنگ غرب و مبانی آن را به چالش کشیده و زیر سؤال برده است.

«ریچارد نیکسون» رئیس جمهور اسبق آمریکا، می گوید: «جهان اسلام در قرن بیست و یکم یکی از مهم ترین میدانهای زورآزمایی سیاست خارجی آمریکاست.»

«هانتینگتون» نظریه پرداز مشهور آمریکایی، می گوید: «تقابل اصلی آیندۀ جوامع بشری، برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است.»

2. زیر سؤال بردن نظام استکباری

موجودیت نظام جمهوری اسلامی و حرکت با صلابت و مقتدرانۀ آن، بنیان نظام استکباری را به خطر انداخته است و همین مسئله از دلایل دشمنی استکبار جهانی و آمریکا با انقلاب اسلامی است.

«ریچارد مورفی» معاون پیشین وزیر خارجۀ آمریکا، در گزارشی خطاب به نمایندگان کنگرۀ آمریکا گفت: «اولویتهای آمریکا مبتنی بر حفظ جریان آزاد نفت از خلیج فارس، مهار کردن نفوذ روسیه و جلوگیری از رادیکالیسم اسلامی است. پدیدۀ انقلاب اسلامی ایران دیگر تنها یک مسئلۀ استراتژیک متعارف نیست؛ مسئلۀ امواجی است که این انقلاب پدید آورده و بنیادهای تمدن معاصر کاپیتالیستی و سوسیالیستی غرب را به لرزه انداخته است.»

۳. به مخاطره انداختن منافع ابرقدرتها

انقلاب اسلامی منافع غرب و به ویژه آمریکا را در منطقۀ استراتژیک خاورمیانه به خطر انداخته و این یکی از عوامل مهم دشمنی استکبار جهانی با ماست.

«برژینسکی» نظریه پرداز مشهور آمریکایی، می گوید: «تجدید حیات اسلام بنیادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنّجات ناشی از ایران (امام) خمینی، یک مخاطرۀ مستمر برای منافع ما در منطقه ای که حیات جهان غرب کاملاً به آن وابسته است، ایجاد کرده. بنیادگرایی اسلامی پدیده ای است که امروزه آشکارا نظم و ثبات موجود را تهدید می کند.»

یکی دیگر از اقدامات مداخلانه جویانۀ آمریکا علیه انقلاب اسلامی، حمایت، سازماندهی و هدایت مخالفان نظام برای مقابله با نظام اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز بوده است. این حمایتها شامل حمایت مالی، تسلیحاتی، رسانه ای، تبلیغاتی و... می باشد

۴. نفوذ انقلاب اسلامی و الگوپذیری سایر ملتها

تأثیرگذاری و نفوذ انقلاب اسلامی در نهضتهای آزادی بخش در سراسر جهان و تبدیل شدن انقلاب اسلامی به عنوان کانون بیداری ملتها و الگویی برای مبارزه و مقابله با قدرتهای بزرگ و دمیدن روحیۀ استکبارستیزی میان آنان که امروز نمونه های آن را در کشورهای عربی- اسلامی شاهد هستیم، از دلایل عمدۀ دشمنی آمریکا با نظام جمهوری اسلامی است.

«الکساندر هیک» وزیر دفاع اسبق آمریکا، می گوید: «به نظر من، خطرناک تر و مهم تر از این مشکلات بین المللی، عواقب گسترش بنیادگرایی اسلامی است که در ایران پاگرفته و اکنون عراق و ثبات رژیمهای عرب میانه رو را در منطقه تهدید می کند. اگر این از کنترل خارج شود، منافع ابرقدرتها را به خطرناک ترین وجه به مخاطره خواهد انداخت.»[2]

۵. استقلال طلبی جمهوری اسلامی و حرکت در مسیر پیشرفت

استقلال طلبی و حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور و رهایی از وابستگی در عرصه های مختلف به سایر کشورها، از جمله قدرتهای بزرگ نیز از جمله دلایل دشمنی استکبار جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران است. «مارتین ایندایک» معاون خاورمیانه ای وقت وزارت خارجۀ آمریکا، با اشاره به ناهمخوانی سیاستهای جمهوری اسلامی با ایالات متحده، گستاخانه تأکید می کند که مجازات و تنبیه انقلاب اسلامی، درس عبرتی برای کشورهایی خواهد بود که در مسیر استقلال و رهایی از رهبری آمریکا گام بر می دارند.[3]

«نوام چامسکی» نظریه پرداز مشهور آمریکایی نیز بر این باور است که: «جمهوری اسلامی ایران از نظر آمریکا غیر قابل پذیرش است؛ چون از استقلال خود چشم پوشی نمی کند.»[4]

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) می فرمایند: «دشمنی نظام مستکبر آمریکایی و هر مستکبر در دنیا با نظام اسلامی، به خاطر پرچم برافراشتۀ عدالت است. به خاطر این است که می بیند با نام اسلام و با تعالیم والای اسلام، کشوری دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمی و عملی حرکت می کند. می داند که این، جلوی نفوذ آنها را خواهد گرفت. آنها با هر کشوری که خارج از قلمرو قدرت آنها به توسعه، به سمت رقابت با آنها حرکت کند، مخالفند.»

۶. دشمنی با رژیم صهیونیستی

یکی دیگر از دلایل دشمنی استکبار جهانی و آمریکا با جمهوری اسلامی، دشمنی ما با رژیم صهیونیستی و حمایت از مردم مظلوم فلسطین، لبنان و سایر مظلومان عالم در دستیابی به حقوق از دست رفتۀ آنان و خط مقاومت در منطقه است.

«مارتین ایندایک» می گوید: «دلیل اصلی ادامۀ ضدیت آمریکا با ایران نیز بدان جهت است که در سیاست ایران در قبال روند سازش تغییری ایجاد نشده است.»

رهبری معظم انقلاب(حفظه الله) می فرمایند: «مسئلۀ فلسطین فقط مسئلۀ جغرافیا نیست؛ مسئلۀ بشریت است، مسئلۀ انسانیت است. امروز مسئلۀ فلسطین شاخص میان پایبندی به اصول انسانی و ضدیت با اصول انسانی است. مسئله این قدر اهمیت دارد. آمریکا هم از این معامله زیان خواهد دید. بلاشک این چیزهای تاریخی ده سال و بیست سال و سی سال در تحولات تاریخی مثل یک لحظه است؛ به زودی خواهد گذشت. قطعاً تاریخ آمریکا و آیندۀ آمریکا مغلوب این حرکتی خواهد شد که در این پنجاه شصت سال اخیر آمریکایی ها در رابطه با مسئلۀ فلسطین انجام دادند. مسئلۀ فلسطین مایۀ بدنامی آمریکا در طول قرنهای متمادی در آینده خواهد بود.»[5]

حضرت امام) عمق کینه و دشمنی دشمنان نظام را این گونه تبیین می فرمایند: «نکتۀ مهمی که همه باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم، این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند؟ به یقین آنان مرزی جز عدول از همۀ هویتها و ارزشهای معنوی و الهی مان نمی شناسند. به گفتۀ قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی دارند، مگر اینکه شما را از دین تان برگردانند... آری، اگر ملت ایران از همۀ اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانۀ عزت و اعتبار پیامبر(ع) و ائمۀ معصومین(ع) را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند، ما نوکر؛ آنها ابر قدرت باشند، ما ضعیف؛ آنها ولی و قیّم باشند، ما جیره خوار و حافظ منافع آنها. نه یک ایران با هویت (یا) ایران اسلامی.»

و در یک جمله، ریشۀ اصلی دشمنی و خصومت آمریکا با نظام جمهوری اسلامی را باید در ماهیت استکباری و ظالمانۀ این کشور و ماهیت اسلامی، حق طلبانه و ظلم ستیزانۀ نظام جمهوری اسلامی جستجو کرد. بنابراین، با توجه به ماهیت اسلامی کشور ما و رویکرد استقلال طلبانه و ایستادگی در برابر نظام سلطه و حمایت از مظلومان و ماهیت استکباری و سلطه جویانۀ دولت آمریکا، امکان برقراری رابطه میان دو کشور وجود ندارد.


 
امتیاز دهی
 
 

خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما